اسكندر بيگ تركمان
818
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
تا ده روز راه ايروان يك من غله و كاه و علف يافت نشود امير كونه خان بيگلربيگى چخور سعد را كه در آن سرحد بوفور جلادت و مردانگى بلند آوازگى داشت بدين خدمت مأمور فرموده محمد خان زياد اغلى قاجار بيگلربيگى قراباغ و امراء آن صوب نيز بمرافقت مأمور گرديدند . عليخان بيك جوانشير را با فوجى از تفنگچيان ركاب اقدس فرستادند كه همراه بوده بخدمات مرجوعه قيام و اقدام نمايند امراء عظام حسب الفرمان همايون جمعيت نموده بآئين شايسته روى به مقصد آوردند و چون بحوالى ارز روم رسيده روم خبر يافتند حسن پاشا بيگلربيگى ارز روم امراء و پاشايان آنحدود خصوصا تركجه بيلمز و عثمان پاشا و ساير زعما و لشكريان تا موازى ده هزار كس جمع آورده بآراستگى و پيراستگى از شهر بيرون آمده تا حوالى حسن قلعه سى آمدند . از تقرير چند نفر از حضار آن معركه استماع رفت كه چون امراء عظام از آمدن روميه آگاه شدند مستعد محاربه و قتال گشته پيشتر رفتند روميه دو روز جنگ را در حيز تأخير انداخته هر چند غازيان پيشتر ميرفتند ايشان خود را پس ميكشيدند تا روز سيم تا دو فرسخى شهر صف سپاه آراسته حسن پاشا در قول قرار گرفت و عثمان پاشا و تركجه بيلمز هر كدام با فوج خود پيشتر آمدند از اينطرف نيز چرخچيان جنود قزلباش پيش رفته با چرخچى غنيم ملاقى شدند فيما بين محاربهء قوى روى داده سپاه روم هجوم آورده بر چرخچيان سپاه قزلباش اندكى غلبه كرده پيش راندند . امير كونه خان با آنكه هنوز محمد خان زياد اغلى و لشكر قراباغ بقول او ملحق نشده بودند و در آنوقت زياده از هزار كس با او نبود بملاحظهء آنكه مبادا مخالفان دليرتر گردند با همان فوجى كه حاضر بودند قدم بمعركهء كارزار نهاده خود را چون برق لامع بر صف سپاه تركجه بيلمز كه اشجع آن طايفه بود زد و بيك صدمه دليرانه او را از پيش برداشت و چون بفوج عثمان پاشا رسيد به همان گرمى كارزار به آن فوج درآويخته او را نيز از پيش برداشت تا بقول بزرگ رسيد هر چند دستور نيست كه سردار لشكر در معارك كارزار خود مباشر حرب گردد از اينكه لشكر قراباغ ديرتر بمعركهء قتال ميرسيدند دغدغهء آن داشت كه مبادا چشم زخمى بسپاه منصور رسد مقيد به رسيدن ايشان نشده پاى مردانگى پيش نهاد و غازيانرا بمحاربه تحريص و ترغيب نموده از آن گرمى حرب و ضرب گرمتر گرديد و تكيه بر اقبال بيزوال همايون شاهى كرده با تيغهاى آبدار آتشبار خود را بر قلب زدند و بروميان معلوم گشته بود كه امير كونه خان خود در ميان اين گروه است كه چنين دليرانه پيش آمده بازار رزم را گرم دارد . القصه تاب صدمهء غازيان نياورده حسن پاشا پشت بمعركه داد و محمد خان و لشكر قراباغ نيز صف آراسته از عقب رسيدند و غازيان پراكنده از اطراف و جوانب روى بمعركه آورده تا پاى قلعه تعاقب منهزمان كرده بصمصام انتقام دمار از نهاد مخالفان برآوردند و حسن پاشا با بقية السيوف خود را به شهر و قلعه انداختند خلاصهء كلام لشكر [ 579 ] ارز روم درين معركه نابود گشته غازيان قزلباش بفتح و ظفر اختصاص يافتند و غنايم موفور بدست سپاه منصور درآمد و امراى عظام در همانجا خيام اقامت نصب نموده تا سه روز در كمال شكوه و اقتدار عساكر ظفر شعار در آن حدود بخدمتى كه مأمور بودند قيام نموده بعد از سه روز مظفر و منصور طبل رحيل كوفته مراجعت نمودند در اين جنك امير كونه خان اندك تقصيرى بمحمد خان اسناد ميكرد كه ديرتر رسيدند اما جمعى ديگر تصديق ننمودند و آن تأنى را از لوازم امور حرب ميشمردند كه پشت پيشروان معركه نبرد لازم است كه بوجود جمعى از جنود اقبال قوى باشد .